پروژه (کارنمای معلمی) دانشگاه فرهنگیان

دسته بندي : گوناگون » دیگر
پروژه (کارنمای معلمی) دانشگاه فرهنگیان

مقدمه

دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟ جمله تکراری بود که همه ما در دوران تحصیل بارها آن را از سوی معلمان خود شنیده بودیم اما، بیآنکه زیاد دغدغه آن را داشته باشیم و بر اساس آنچه پسند اطرافیان و والدینمان بوده است، برای مثال دکتر یا مهندس بودن و عناوین به اصطلاح دهان پرکن را برای شغل آینده خود معرفی میکردیم. شاید آرزوی همه ما در آن دوران دکتر یا مهندس شدن و رسیدن به پول و موقعیت خوب در آینده بود.البته در آن دوران افرادی نیز بودند که آرزوی معلم شدن را هر سال در انشایشان می نوشتند و وقتی ازآرزویشان حرف می زدند چشمانشان برق می زد .من هم مانند خیلی از هم سن وسال هایم آرزو داشتم که پزشک شوم و علی رغم علاقه ی زیادی که به معلمانم ومدرسه داشتم به شغل معلمی به عنوان اولویت دومم بعد از پزشکی فکر می کردم تا اینکه در اتفاقاتی درزندگیم رخ داد و باعث شد که به شغل معلمی علاقه مند شوم وبه این عقیده برسم که فقط برای شغل معلمی ساخته شده ام و بایستی برای رسیدن به آرزویم باید تلاش کنم.
 
شرح تجارب زمینه ساز در روی آوردن به حرفه ی معلمی:
من در سال 1373 در شهر زابل در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم؛ پدرم معلم و مادرم  بهورز است؛ ایشان شرایط مناسبی برای رشد من به وجود آوردند و هر آن چه را که نیاز بود در اختیار من قرار دادند. وازآنجایی فرزند پنجم خانواده هستم وچهارخواهربزرگتر از خودم داشتم آنها نیز در امر آموزش ومسایل تربیتی من نقش  به سزایی داشتند.دوران دبستان را در مدرسه بعثت با معدل «20 » و دوران راهنمایی را در مدرسه پروین اعتصامی با معدل بالای «19» و دوران متوسطه و پیش دانشگاهی را در مدرسه نمونه نجمه با معدل بالای«19»سپری کردم.
 با توجه به این که در خانواده ای فرهنگی که پدر و دو خواهرم معلم هستند بزرگ شدم و همچنین دبستان، معلمانی داشتم که ارتباط عاطفی مناسبی با ما برقرار می کردند و از نظر علمی در سطح بالایی بودند و همچنین مهارت انتقال اطلاعات را داشتند، به شغل معلمی علاقه مند شدم؛ اما با گذر زمان و ورود به مقطع  راهنمایی و کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های معلم خوب، مثل صبر و شکیبایی ، قدرت مدیریت کلاس و در عین حال برقراری ارتباط صمیمانه با دانش آموزان، احساس کردم که من، می توانم معلم خوبی بشوم؛  همیشه در ذهن خود به دنبال راه حلی بودم که میزان توانایی خود را بسنجم. پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که تنها راه سنجش توانایی هایم، تدریس است؛ از این رو از معلمانم خواهش کردم که اجازه ی تدریس در دروس  مختلف را به من بدهند، از آن جا که از نفرات برتر کلاس بودم، پیشنهاد من را پذیرفتند. پس از آن من خود را برای تدریس آماده کردم اما به این دلیل که اولین تجربه تدریس بود، احساس استرس داشتم و این عامل باعث سردرگمی و فراموشی مطالب شد؛ اما از آن جایی که معلم با تجربه ای داشتم، متوجه مشکل من شد؛ از این رو در تدربس، به من کمک کرد و در آخر از هم کلاسی هایم خواست که من را تشویق کنند. بعد از این تجربه به این نتیجه رسیدم که با تمرین می توانم در آینده موفق شوم، به همین دلیل تصمیم گرفتم درس ریاضی را که به آن خیلی علاقه مند بودم، برای این کار انتخاب کنم؛ از این رو در بیشتر موارد برای حل مسایل ریاضی داوطلب می شدم و با حل این تمرین ها در کلاس درس و توضیح آن ها تدریس را تمرین می کردم. بعد از مدتی که معلم ریاضی متوجه اشتیاق من به این درس شد، از من خواست که به یکی از هم کلاسی هایم که در درس مشکل داشت کمک کنم؛ به این منظور من در ساعات تفریح با دوستم ریاضی تمرین می کردم و این باعث شده بود، دوستم هم به درس علاقه مند شود و در منزل درس را تمرین کند. او می گفت :«با توضیح تو، درس را بهتر متوجه می شوم و می توانم در خانه تکالیفم را حل کنم.»از آن به بعد علاقه ام به  شغل معلمی بیشتر شد.
در پایان سوم راهنمایی برای ورود به دبیرستان، ]زمون دادم وموفق شدم به دبیرستان نمونه دولتی نجمه زابل راه یابم. با ورود به دبیرستان و جدی شدن دروس وتلاش بیشتر در یادگیری آنها به همان میزان تلاش خود را بیشتر کردم تا بتوانم در این دروس موفق شوم. من بنا به علاقه ام رشته تجربی را انتخاب کردم برای کسب آگاهی از شیوه ی مدیریت کلاس به طرز کلاس داری و نحوه ی برقراری ارتباط معلمان با دانش آموزان، توجه می کردم. برای تمرین تدریس در دوره ی دبیرستان، به کسانی که در درس زیست و شیمی مشکل داشتند، کمک می کردم و این دروس را با آن ها تمرین می کردم .نقطه عطف این دوره آشنایی با یکی از بهترین دبیر های این دوره تحصیلی من بود خانم ملایی دبیر زیست مان که نقش بسزایی در علاقه مند کردن من به این حرفه دارد چرا که با رفتار سرشار از صمیمیت و جدیت مرا شیفته ی خود کرد ایشان را به عنوان الگوی خود برگزیدم همواره ارتباط خود را با ایشان ادامه دادم وهمیشه تجربیات خود را در اختیار بنده قرار می دهند ومن نیز سعی میکنم ازآنها به خوبی استفاده کنم  و ایشان در دورانی که معلم بنده بودند مرا به انتخاب شغل معلمی تشویق می کردند و من نیز استقبال می  کردم . 
   در دوره ی پیش دانشگاهی به دلایلی نتوانستم خود را برای کنکور آماده کنم از این رو در سال اول رتبه ی دلخواه خود را کسب نکردم و تصمیم گرفتم خود را برای سال آینده آماده کنم . در سال دوم رتبه ی خوبی در رشته خودم کسب کردم  وهمچنین با توجه به علاقه ای که به رشته هنر داشتم در این رشته توانستم  رتبه ی  دورقمی کسب کنم برای انتخاب رشته، با توجه به علاقه ای که به حرفه ی معلمی داشتم  در اولویت های  اول رشته های تربیت معلم را انتخاب کردم  ودر اولویت های بعدی رشته های هنر و پرستاری و ژنتیک و... را انتخاب کردم،
بعد از اعلام نتایج در فرم انتخاب رشته دبیری هنر را در انتخاب اول و دبیری علوم تربیتی (گرایش پیش دبستانی و دبستانی )را به عنوان انتخاب دوم ثبت کردم .بعد از مدتی که جواب انتخاب رشته ها اعلام شد متوجه شدم که دبیری علوم تربیتی پذیرفته و دعوت به مصاحبه شده ام. از اینکه قبول شده بودم ،خوشحال بودم.
برای مصاحبه به پردیس رسالت زاهدان رفتم .ابتدا باید مصاحبه عمومی می دادیم که یک نفر در اتاق بود وسوالات اعتقادی و احکام و مسایل دینی می پرسید که جواب های قابل قبولی دادم. مرحله بعد مصاحبه تخصصی بود که این مرحله را نیز با موفقیت گذراندم بعد از مدتی نتایج نهایی کنکور اعلام شد و من موفق شدم به هدف مورد نظرم برسم.


انتظارات اولیه:
1.در وهله ی اول، انتظار داشتم که مفهوم تعلیم و تربیت را به من آموزش دهد؛ تا درک صحیحی از آن داشته باشم و مهم ترین مسولیت خود که همان تعلیم و تربیت است را به طور کار آمد و شایسته، انجام دهم؛
2.راه حل هایی را به من بیاموزند که با استمداد از آن ها، دانش آموزان را از نظر اخلاقی، رفتاری و مذهبی پرورش دهم؛
3.نظر به این که، من به عنوان معلم دوره ابتدایی مشغول به انجام وظیفه خواهم شد، انتظار دارم که ویژگی های رفتاری و شخصیتی کودکان این سن را به من آموزش دهند تا از این طریق بتوانم، بهتر با دانش آموزان ارتباط برقرار کنم و در نتیجه ی آن، به طور شایسته تر آن ها را پرورش دهم؛
4.عواملی که در یادگیری کودکان موثر هستند را من آموزش دهند تا با بهره جستن از آن ها، تدریسی موفقیت آمیز داشته باشم؛ یعنی: با بهره گیری از آن روش ها، هر دانش آموزی با توجه به میزان استعداد و توانایی خود، به بهترین سطح یادگیری برسد؛

مقدمه
دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟ جمله تکراری بود که همه ما در دوران تحصیل بارها آن را از سوی معلمان خود شنیده بودیم اما، بیآنکه زیاد دغدغه آن را داشته باشیم و بر اساس آنچه پسند اطرافیان و والدینمان بوده است، برای مثال دکتر یا مهندس بودن و عناوین به اصطلاح دهان پرکن را برای شغل آینده خود معرفی میکردیم. شاید آرزوی همه ما در آن دوران دکتر یا مهندس شدن و رسیدن به پول و موقعیت خوب در آینده بود.البته در آن دوران افرادی نیز بودند که آرزوی معلم شدن را هر سال در انشایشان می نوشتند و وقتی ازآرزویشان حرف می زدند چشمانشان برق می زد .من هم مانند خیلی از هم سن وسال هایم آرزو داشتم که پزشک شوم و علی رغم علاقه ی زیادی که به معلمانم ومدرسه داشتم به شغل معلمی به عنوان اولویت دومم بعد از پزشکی فکر می کردم تا اینکه در اتفاقاتی درزندگیم رخ داد و باعث شد که به شغل معلمی علاقه مند شوم وبه این عقیده برسم که فقط برای شغل معلمی ساخته شده ام و بایستی برای رسیدن به آرزویم باید تلاش کنم.
 
شرح تجارب زمینه ساز در روی آوردن به حرفه ی معلمی:
من در سال 1373 در شهر زابل در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم؛ پدرم معلم و مادرم  بهورز است؛ ایشان شرایط مناسبی برای رشد من به وجود آوردند و هر آن چه را که نیاز بود در اختیار من قرار دادند. وازآنجایی فرزند پنجم خانواده هستم وچهارخواهربزرگتر از خودم داشتم آنها نیز در امر آموزش ومسایل تربیتی من نقش  به سزایی داشتند.دوران دبستان را در مدرسه بعثت با معدل «20 » و دوران راهنمایی را در مدرسه پروین اعتصامی با معدل بالای «19» و دوران متوسطه و پیش دانشگاهی را در مدرسه نمونه نجمه با معدل بالای«19»سپری کردم.
 با توجه به این که در خانواده ای فرهنگی که پدر و دو خواهرم معلم هستند بزرگ شدم و همچنین دبستان، معلمانی داشتم که ارتباط عاطفی مناسبی با ما برقرار می کردند و از نظر علمی در سطح بالایی بودند و همچنین مهارت انتقال اطلاعات را داشتند، به شغل معلمی علاقه مند شدم؛ اما با گذر زمان و ورود به مقطع  راهنمایی و کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های معلم خوب، مثل صبر و شکیبایی ، قدرت مدیریت کلاس و در عین حال برقراری ارتباط صمیمانه با دانش آموزان، احساس کردم که من، می توانم معلم خوبی بشوم؛  همیشه در ذهن خود به دنبال راه حلی بودم که میزان توانایی خود را بسنجم. پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که تنها راه سنجش توانایی هایم، تدریس است؛ از این رو از معلمانم خواهش کردم که اجازه ی تدریس در دروس  مختلف را به من بدهند، از آن جا که از نفرات برتر کلاس بودم، پیشنهاد من را پذیرفتند. پس از آن من خود را برای تدریس آماده کردم اما به این دلیل که اولین تجربه تدریس بود، احساس استرس داشتم و این عامل باعث سردرگمی و فراموشی مطالب شد؛ اما از آن جایی که معلم با تجربه ای داشتم، متوجه مشکل من شد؛ از این رو در تدربس، به من کمک کرد و در آخر از هم کلاسی هایم خواست که من را تشویق کنند. بعد از این تجربه به این نتیجه رسیدم که با تمرین می توانم در آینده موفق شوم، به همین دلیل تصمیم گرفتم درس ریاضی را که به آن خیلی علاقه مند بودم، برای این کار انتخاب کنم؛ از این رو در بیشتر موارد برای حل مسایل ریاضی داوطلب می شدم و با حل این تمرین ها در کلاس درس و توضیح آن ها تدریس را تمرین می کردم. بعد از مدتی که معلم ریاضی متوجه اشتیاق من به این درس شد، از من خواست که به یکی از هم کلاسی هایم که در درس مشکل داشت کمک کنم؛ به این منظور من در ساعات تفریح با دوستم ریاضی تمرین می کردم و این باعث شده بود، دوستم هم به درس علاقه مند شود و در منزل درس را تمرین کند. او می گفت :«با توضیح تو، درس را بهتر متوجه می شوم و می توانم در خانه تکالیفم را حل کنم.»از آن به بعد علاقه ام به  شغل معلمی بیشتر شد.
در پایان سوم راهنمایی برای ورود به دبیرستان، ]زمون دادم وموفق شدم به دبیرستان نمونه دولتی نجمه زابل راه یابم. با ورود به دبیرستان و جدی شدن دروس وتلاش بیشتر در یادگیری آنها به همان میزان تلاش خود را بیشتر کردم تا بتوانم در این دروس موفق شوم. من بنا به علاقه ام رشته تجربی را انتخاب کردم برای کسب آگاهی از شیوه ی مدیریت کلاس به طرز کلاس داری و نحوه ی برقراری ارتباط معلمان با دانش آموزان، توجه می کردم. برای تمرین تدریس در دوره ی دبیرستان، به کسانی که در درس زیست و شیمی مشکل داشتند، کمک می کردم و این دروس را با آن ها تمرین می کردم .نقطه عطف این دوره آشنایی با یکی از بهترین دبیر های این دوره تحصیلی من بود خانم ملایی دبیر زیست مان که نقش بسزایی در علاقه مند کردن من به این حرفه دارد چرا که با رفتار سرشار از صمیمیت و جدیت مرا شیفته ی خود کرد ایشان را به عنوان الگوی خود برگزیدم همواره ارتباط خود را با ایشان ادامه دادم وهمیشه تجربیات خود را در اختیار بنده قرار می دهند ومن نیز سعی میکنم ازآنها به خوبی استفاده کنم  و ایشان در دورانی که معلم بنده بودند مرا به انتخاب شغل معلمی تشویق می کردند و من نیز استقبال می  کردم . 
   در دوره ی پیش دانشگاهی به دلایلی نتوانستم خود را برای کنکور آماده کنم از این رو در سال اول رتبه ی دلخواه خود را کسب نکردم و تصمیم گرفتم خود را برای سال آینده آماده کنم . در سال دوم رتبه ی خوبی در رشته خودم کسب کردم  وهمچنین با توجه به علاقه ای که به رشته هنر داشتم در این رشته توانستم  رتبه ی  دورقمی کسب کنم برای انتخاب رشته، با توجه به علاقه ای که به حرفه ی معلمی داشتم  در اولویت های  اول رشته های تربیت معلم را انتخاب کردم  ودر اولویت های بعدی رشته های هنر و پرستاری و ژنتیک و... را انتخاب کردم،
بعد از اعلام نتایج در فرم انتخاب رشته دبیری هنر را در انتخاب اول و دبیری علوم تربیتی (گرایش پیش دبستانی و دبستانی )را به عنوان انتخاب دوم ثبت کردم .بعد از مدتی که جواب انتخاب رشته ها اعلام شد متوجه شدم که دبیری علوم تربیتی پذیرفته و دعوت به مصاحبه شده ام. از اینکه قبول شده بودم ،خوشحال بودم.
برای مصاحبه به پردیس رسالت زاهدان رفتم .ابتدا باید مصاحبه عمومی می دادیم که یک نفر در اتاق بود وسوالات اعتقادی و احکام و مسایل دینی می پرسید که جواب های قابل قبولی دادم. مرحله بعد مصاحبه تخصصی بود که این مرحله را نیز با موفقیت گذراندم بعد از مدتی نتایج نهایی کنکور اعلام شد و من موفق شدم به هدف مورد نظرم برسم.


انتظارات اولیه:
1.در وهله ی اول، انتظار داشتم که مفهوم تعلیم و تربیت را به من آموزش دهد؛ تا درک صحیحی از آن داشته باشم و مهم ترین مسولیت خود که همان تعلیم و تربیت است را به طور کار آمد و شایسته، انجام دهم؛
2.راه حل هایی را به من بیاموزند که با استمداد از آن ها، دانش آموزان را از نظر اخلاقی، رفتاری و مذهبی پرورش دهم؛
3.نظر به این که، من به عنوان معلم دوره ابتدایی مشغول به انجام وظیفه خواهم شد، انتظار دارم که ویژگی های رفتاری و شخصیتی کودکان این سن را به من آموزش دهند تا از این طریق بتوانم، بهتر با دانش آموزان ارتباط برقرار کنم و در نتیجه ی آن، به طور شایسته تر آن ها را پرورش دهم؛
4.عواملی که در یادگیری کودکان موثر هستند را من آموزش دهند تا با بهره جستن از آن ها، تدریسی موفقیت آمیز داشته باشم؛ یعنی: با بهره گیری از آن روش ها، هر دانش آموزی با توجه به میزان استعداد و توانایی خود، به بهترین سطح یادگیری برسد؛

دسته بندی: گوناگون » دیگر

تعداد مشاهده: 486 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.docx

فرمت فایل اصلی: word - قابل ویرایش

تعداد صفحات: 30

حجم فایل:52 کیلوبایت

 قیمت: 5,000 تومان
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود.   پرداخت و دریافت فایل